تبليغاتX
یک شاخه زیتون
دل تنگی های یک روزنامه نگار

زلزله ای به بزرگی نمی دونم چقدرریشتر تهران را لرزاند آخرین خبرها حاکی اراک و ساوه نیز این زلزله را احساس کردهاند نکته جالب که باعث شد این مطلب را بنویسم نحوه اطلاع رسانی حکومت است که تاکنون (۱۰ دقیقه بعد از زلزله) خبری مخابره نکرده است

فقط دارم دعا میکنم خسارتی برای هیچ نقطه از گشور رخ نداده باشد

نوشته شده توسط محرم براتی در ساعت 6:14 بعد از ظهر | لینک  | 

به دنبال حاشیه های خبر ترویج ازدواج موقت

خیالتان را راحت کنید

سوای از بحث عرفی و شرعی ازدواج موقت که بی شک پدید آورنده تبعات بیشماری در جامعه خواهد بود،نکاتی چند قابل طرح است.

یکم ) اصلا به گرانی مسکن ،تحولات اقتصادی و از همه مهمتر به سهمیه بندی بنزین فکر نکنید. خیالتان را راحت کنید تا در فراق بال به همه لحظات عاشقانه فعلی و سابق برسد.  فکرتان را به این متمرکز کنید که کی وکجا شکست عشقی خورده اید که اکنون جبران کنید. 

دوم) در پس راحتی خیال که حول محور امیالتان سیر میکند. اگر دوست داشتین کمی از این احساس را  خرج نکنید! تا به محبوبیت دولت اضافه شود. و از باب استمرار تفکر فعلی در انتخابات آتی مطمئن گردد.

سوم) این هم از طنز روزگار که یکی از اهالی دولت مهرورز در خصوص مسئله ای موضع گیری میکند تعداد زیادی می کوشند ثابت کنند که وی موضع شخصی خود را اعلام داشته است.

چهارم) بگردید پرتقال فروش رو پیدا کنید. در این صورت نگارنده را نیز از موهبت دانستن این معما بی نصیب نکنید!!!

نوشته شده توسط محرم براتی در ساعت 10:54 بعد از ظهر | لینک  | 

تحلیلی بر تشکیل شورای سیاست گذاری و نظارت بر آثار و اندیشه های احمدی نژاد

تعجب کردم! تعجب کنید!!

«شورای سیاست گذاری و نظارت بر آثار و اندیشه های محمود احمدی نژاد» تشکیل شد. روزنامه «هم میهن» در شماره 23 دوره جدید انتشارش، در صفحه دوم به نقل از خبرگزاری «ایسنا» نوشت: «عبدالرضا شیخ الاسلام» رئیس دفتر رئیس جمهور و رئیس شورای سیاست گذاری و نظارت بر انتشار آثار و اندیشه های رئیس جمهور، در احکام جداگانه ای اعضای این شورا را منصوب کرد.

نگاهی به اسامی این هیات فارغ از چرایی و چگونگی تشکیل، در کنار اهداف و رسالت آن، نشان می دهد این عده عمدتاً از مشاورین و معتمدین رئیس جمهور هستند و در زمره «حلقه مهرورزی» تعریف می شوند. گروهی که از قضا وظیفه خطیری به دوش کشیده اند؛ چه آنکه سردرگم خواهند شد آنگاه که پی ببرند آثار و اندیشه های مکتوب رئیس جمهور هرگز به شمار اعضای خود هیات و یا حتی درصدی از آن نخواهد رسید. مگر آنکه...! (این مگر آنکه را در انتهای یادداشت بیان خواهم کرد.)

اما نکاتی چند پیرامون این تصمیم به ذهن خطور می کند:

1. عمدتاً عرف بر این حاکم است که شورایی چنین، پس از فقدان یک اندیشمند که تحولی تاریخی ایجاد کرده یا اینکه مکتبی نو بنیان نهاده باشد، تشکیل می شود. هرچند غیراصولی و خارج از مدار انصاف است که در خلال حضور متفکری از او به نیکی یاد نشود یا آثار و اندیشه هایش گرامی داشته نشود.

پس بی جهت نیست اگر بگوییم هیات معتمد رئیس جمهور - که همگی در زمره وزیر و مشاور و همفکر او هستند- قرار است آثار وی را تدوین کنند یا اندیشه هایش را مدون سازند، سپس آن را گرامی داشته و دست به انتشارشان بزنند

2. غالباً کسانی که پرنده اقبال را بر شانه های خسته خویش در زمان ممات می بینند، یا در زمان حیات خویش، مکتبی، روشی یا آثاری نظری به حوزه نشرتحویل داده اند. و یا مظلوم واقع شده و به تیغ سانسور گرفتار آمده اند؛ که پس از مدتی قلم هم به ستوه آن ها به رقص برآید!

3. احتمالاً نطفه تشکیل این شورا در نامه های آقای احمدی نژاد به چند نفر از سران جهان نهفته باشد. نامه هایی که به بوش، مرکل، پاپ و برخی دیگر از سران کشورهای خارجی نوشت. مضمون این نامه ها راهکاری برای اداره بهتر جهان بوده و قرار بود جهان شمول باشند و باعث ایجاد دگرگونی در نحوه اداره جهان گردند.

گرچه این نامه ها از سوی مخاطبان اصلی شان بی پاسخ ماندند اما دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران ضمن مقایسه این نامه با نامه معروف امام خمینی(ره) به گورباچف، از وزیر آموزش و پرورش خواست مضمون این نامه را در کتاب های درسی بگنجانند.

4. از این دست موارد بسیار است برای طرح. اما دریغ از وقت و مجالی مفصل.

 

«مگر آنکه» را پاسخ ندادیم؛ اما مگر آنکه تشکیل این شورا تاکتیک تبلیغاتی باشد، وگرنه هیچ کس مخالف این نیست که رئیس جمهور کشورش صاحب مکتب و سبک اندیشه باشد. و مهم تر اینکه بسیاری منتظرند اندیشه ها و آثار احتمالی آقای رئیس جمهور به صورت مکتوب برای نقد و بررسی تدوین شود.

نوشته شده توسط محرم براتی در ساعت 6:58 قبل از ظهر | لینک  | 

تقدیر من

تقدیر من است  یا رسم روزگار

تا لقمه ای بزرگ به دهان آوردم

در گلو ماند پایین نرفت!

 روزی هم به برقی جهید و رفت

من ماندم با عالمی از سوال!

چه کسی رنگ سیاه روزگار را

روی بخت من پاشید

رویاهایم را در بیداری گذاشت

 خوابم را در کابوس کشید!

عمرم را به بی بختی رساند

بهارم را به غمزه در هم کشید زمستان کرد

گناه آدم بود یا کرشمه های حوا

دلیل بودنم درروزگار ناخوشی!

 

نوشته شده توسط محرم براتی در ساعت 8:4 بعد از ظهر | لینک  | 

 

 

 

 

 

 

به نام بهترين

 

 

 

 

 

حکایت این روزگار غریب

 

مقدمه‌اي بر مشكلات روزنامه نگاری

 

محرم براتی

 

مقدمه:

شتاب روزافزون تغيير و تحولات  در دنياي ارتباطات از يك سو و رشد كافي وسايل ارتباط جمعي (به ويژه مطبوعات )،دانش،نيروي انساني متخصص و زيرساخت‌هاي مربوط به آن در جامعه ما و ساير جوامع ضرورت بررسي مداوم نياز‌ها،مسائل و مشكلات اين عرصه را مورد تاكيد قرار مي‌دهد لذا ضروري است كه براي داشتن روزنامه‌نگاري تخصصي ،اصحاب مطبوعات به دنبال تخصص روزنامه‌نگاري رفته و ضمن فراگيري آن زمينه رشد كمي و كيفي ركن چهارم دموكراسي را به شكا توامان فراهم آورند.

در اين نوشتار سعي شده است بحث روزنامه‌نگاري تخصصي به چالش كشيده شده و بخشي از مشكلات رويروي آن مطرح شودو تا حدودي راه حل‌هاي براي برون رفت در نظر آيد.شايان ذكر است مشكلات مطرح شده تنها مشكلات موجود در اين عرصه نيست! و لذا راه‌كار‌هاي مطروحه نيز نمي‌تواند شكلي مطلق به خود بگيرد.

در بررسي مسائل و مشكلات مطبوعات و رسانه‌هاي تخصصي در ايران،موضوع مشكلات مالي و تنگناهاي اقتصادي اين نشريات از اهميت خاصي برخوردار است. در كنار آنها عدم استمرار آگهي و كمبود ميزان آگهي‌دهندگان،عدم تخصيص يارانه دولتي، پيش آمدن بحران كاغذ وتاثير زياد آن بر مطبوعات خصوصي، تيراژ پايين و مخاطبان اندك و...ديگر مسايل و مشكلات مبتلا‌به مطبوعات به شمار مي‌روند به نظر مي‌رسد براي رفع اين معضلات حمايت‌هاي مالي و اقتصادي دولت ضروري است همچنين مطبوعات لازم است استفاده از نيروي كار ماهر و تحصيل كرده را سرلوحه كار خود قرار دهند و با فراهم نمودن امنيت شغلي خبرنگاران و حل مشكلات توزيع نشريات و.... زمينه را براي رشد وتوسعه مطبوعات مساعد نمايند.

اگر بخواهيم معضلاتي كه گريبانگير مطبوعات است به صورت بارزتر بيان كنيم مي‌توان به نكات زير اشاره كرد:

1)نبود تخصص روزنامه‌نگاري

روزنامه‌نگاري تخصصي عالي‌ترين مرحله از زندگي حرفه‌اي يك روزنامه‌نگار پس از طي كردن مراحل ابتدايي كار حرفه‌اي است.بي‌ترديد اين كه يك مدرس بخواهدتخصص روزنامه‌نگاري را براي دانشجوياني كه هنوز وارد مرحله ابتدايي كار نشده‌اند تبيين كند،دشوار است و مشكل‌تر از آن اين است كه در مطبوعات كشور نيز كمتر زمينه تخصصي در حرفه روزنامه‌نگاري موفق بوده است.و آمار روزنامه‌نگاران متخصصي كه در مطبوعات شاغل باشند بسيار پايين است.هدف از ارايه درس‌«رزونامه‌نگاري تخصصي »به عنوان دو واحد درسي در مقطع كارشناسي ارشد ،شناخت تخصص در روزنامه‌نگاري و آماده ساختن دانشجويان براي ورود به سرويس‌هاي خبري و نشريات تخصصي است. ضمن آنكه دانشجويان بايد با تخصص علمي در روزنامه‌نگاري نيز آشنا شوند.

متاسفانه دانشجويان كمتر فرصت مي‌يابند در حين تحصيل در يكي از رشته‌هاي مورد علاقه كه در علم روزنامه‌نگاري كاربرد روزانه دارد مانند اقتصاد،سياست ،هنر و يا... به تخصص برسند.

بنابراين در مدت كوتاه نيمسال تحصيلي بايد راهي را برگزيد تا هم دانشجو رشته دلخواه خود را بيابد و هم در مورد آن به مطالعه و تحقيق بپردازد و مباحث مختلف روزنامه‌نگاري همچون گزارش، مقاله و مصاحبه را از ديدگاه يك روزنامه‌نگار متخصص مورد بحث قرار دهد دانشجو در اين درس بايد  گزارش نويس ،مصاحبه‌گر،مقاله نويس،طراح صفحات داخلي وجلد مجله ،صفحه بند ،خبرنگار ،عكاس و نهايتا بازيگر نقش اكثر كاركنان يك مجله تخصصي باشد. و در واقع از زاويه ديد يك سردبير،به شكل و محتواي نشريه تخصصي بنگرد. و خود عامل اجرايي نيز باشد.

برتاي علاقه منداني كه مايلند ضمن كار حرفه‌اي در مطبوعات گوناگون به تخصص دست يابند ،تعريفي از تخصص روزنامه نگاري مي‌تواند مكمل شناخت روزنامه‌نگاري تخصصي باشد،زيرا زمان تخصص‌گرايي در وسايل ارتباط جمعي است . سالهاست كه رسانه‌هاي جهان به اهميت تخصص در روزنامه‌نگاري پي برده‌اند و اكنون به بهترين وجه از آن بهره مي‌گيرند.

در دنياي امروز روزنامه‌ها و مجلات ،راديو و تلوزيون و آژانس‌هاي خبري داراي گروهي نويسنده و مفسر هستند كه هر يك از آنان در باره امر بخصوصي مقاله مي‌نويسند و رويداد‌ها را تجزيه و تحليل مي‌كنند. وجود ستون‌هاي گوناگون در روزنامه‌ها و مجله‌ها و نياز به تجزيه و تحليل دقيق رويداد‌هاي روز ،پيدايش گروهي روزنامه‌نگار را كه در موضوعات خاص تخصص داشته باشند ،ايجاب مي‌كند.

رشد سريع راديو و تلوزيون در سال‌هاي پس از جنگ جهاني دوم و توسعه بيش از حد اين دو وسيله ارتباطي و امكان انتشار سريع و ؟آني اخبار از طريق آنها ،دايره طراوت خبري پيرامون روزنامه‌ها را تنگ كرده است و به همين دليل مطبوعات بزرگ جهان براي جلوگيري از سقوط و در هم ريختن شالوده اقتصادي خود به چاره‌انديشي پرداختند. حاصل اين انديشه‌ها به صورت ارائه راه‌حل‌هاي براي مقابله با نفوذ راديو و تلوزيون درروزنامه‌ها ظاهر شد .مهمترين راهي كه روزنامه‌ها براي حفظ نفوذ و اعتبار خويش يافتند ،روي‌آوري به تحليل رويداد‌ها بود تا مخاطبان خود را كه از طريق راديو و تلوزيون در جريان رويداد‌ها قرار گرفته بودند به عمق واقه و «چرايي و چگونگي» وقوع آن رهنمون شوند،البته ضمن اين كوشش‌ها و انديشه‌ها راه‌هاي ديگر نيز پيشنهاد شد از جمله مصور كردن هرچه بيشتر نشريات و كمك گرفتن از رنگ و تسريع در چاپ و توزيع و......

آنچه مورد بحث است همين نياز مبرم روزنامه‌ها و مجلات به داشتن متخصصان و مفسران است. روزنامه‌ها و مجله‌ها كه هزينه اعزام خبرنگاران خود به محل واقعه‌اي را متقبل مي‌شوند ،صرفا در انتظار دريافت خبر نيستند زيرا كه راديو و تلويزيون سريع‌تر از آنها خبر را به آگاهي عمومي رسانده‌اند بلكه مي‌خواهند كه خبرنگاران تجزيه و تحليل يا تفسير واقعه را ارسال كنند . براي براوردن اين انتظارات كه در واقع خواست و انتظار به‌جاي مخاطبان روزنامه‌ها و مجلات است خبرنگار بايد رشته مورد علاقه خودرا بيابد و دراين زمينه معلومات خود را بالا ببرد درس روزنامه‌نكاري تخصصي درپي اثبات همين ضرورت ايجاد شده است.

دانشجويان روزنامه نگاري و روزنامه‌نگاران جوان كه دوره‌هاي كوتاه يا بلند مدت روزنامه‌نگاري را گذرانده‌اند بايد به اين موضوع توجه كنند كه آغاز كار مطبوعاتي شروع آموختن و آگاهي از آخرين ترقيات دانش روزنامه‌نگاري و راه نفوذ در افكار عمومي است روزنامه‌نگاري كه مي‌خواهد در موضوعات اقتصادي به تجزيه و تحليل رويدادها بپردازد، بايد در حد كارشناس اقتصادي از جهت علمي ارتقا يافته باشد و از تمامي رويداد‌هاي جديد در زمينه تخصص خود به طور عميق آگاه باشد به همين جهت نيازمند ابزاري كه يك محقق و عالم به آن مجهز است هرچند كه شيوه كاربرد آن ساده‌تر،عملي‌تر و مردم‌پسند‌تر باشد بنابراين روزنامه‌نگار بايد به‌هنگام پرداختن به تخصص مورد علاقه خويش اين وسايل و ابزارها را در اختيار داشته باشد:

-  كتابهايي كه در مورد اين تخصص نوشته شده‌اند ،بايد از قديمي‌ترين تا جديدترين كتاب را در اين زمينه‌ها فراهم نمود تا بدين وسيله علاقه‌مندان ديدگاه علمي خود را وسعت بخشند.

-  روزنامه‌نگار متخصص بايد تمامي نشرياتي كه در زمينه و حد تخصص او منتشر مي‌شوند را بدست آورد و با آنچه همكارانش در اين‌باره مي‌نويسند آشنا باشد.

-  تهيه و تنظيم دقيق برگه‌هاي كه در آنها رويداد‌هاي مهم،دگرگوني‌هاي اساسي و شرح حال شخصيت‌هاي مورد نياز كار تخصصي وي ثبت شده‌اند. اين برگه‌ها بايد مرتبا مورد ارزيابي و بازديد قرار گيرند و سير تحول رويداد‌ها تا آخرين لحظه در آنها انعكاس يابد.

-  پرونده‌هايي از بريده‌هاي نشريه‌‌ها يا كنفرانس‌ها و كتاب‌ها در حد تخصص روزنامه‌نگاري فراهم آورد؛به طوري‌كه در لحظه نياز سريعا به آنها دسترسي پيدا كند.

-      آرشيوي از عكس‌ها،نقشه‌،اسلايد‌ها و نوار‌هاي صدا و تصوير در اختيار داشته باشد.

دانشجويان روزنامه‌نگاري و روزنامه‌نگاران جوان و علاقه‌مند به كسب تخصص علاوه بر اين بايد حدود نفوذ و ارزش پيام در مطبوعات تخصصي را بدانند،زبان(كاربرد واژه‌هاي تخصصي)مطبوعات تخصصي را آموخته باشند و بر شيوه نگارش در مطبوعات تخصصي با توجه به مخاطبان آنها مسلط باشند.

 

براي راهنمايي دانشجويان و اينكه آنها به سهولت بتوانند علاقه خود را به رشته خاصي دريابند ودر واقع براي ؟آشنا كردن دانشجو به استعداد نهفته خويش،طبقه‌بندي ويژه‌اي براي معرفي مطبوعات(نشريات) تخصصي در كلاس ارايه مي‌شود.

پي‌ير آلبر(pierr Albert )فرانسوي استاد تاريخ در كتاب «مطبوعات»،كه د در مجموعه «چه مي‌دانم؟» به چاپ رسيده است،مطبوعات را بر اساس فواصل انتشار آنها رده‌بندي كرده است.و آنگاه پس از تشريح انواع روزنامه‌ها به طبقه‌بندي مطبوعات غير روزانه پرداخته و بر پايه اين طبقه‌بندي چند گونه نشريه را نام برده است. اشكالي كه بر اين طبقه بندي وارد است اين است كه فاصله انتشار را ملاك قرار داده است و روزنامه تخصصي ذيل روزنامه طبقه‌بندي شده  و از ذكر خصوصيات آن غفلت گرديده است چنا‌نكه يك فصلنامه نيز جاي در اين رده‌بندي نمي‌يابد.

تحقيق و تجربه كارشناسان علوم ارتباطات ثابت كرده است كه طبقه‌بندي موضوعي بهترين شكل رده‌بندي شناخت مطبوعات تخصصي است بر اين اساس طبقه‌بندي موضوعي را ملاك شناخت مطبوعات مي‌گيريم و مي‌كوشيم از آنچه عامتر و كاملتر از اين موضوعات است،سرفصل‌سازي كنيم.

بدين ترتيب دانشجو در زمينه انتخاب رشته نسبت به تمايل و علاقه‌مندي‌اش تصميم مي‌گيرد و كار خود را آغاز مي‌كند. در آن زمان است كه دانشجو با انتخاب رشته تخصصي دلخواه خود گام نخست را بر مي‌دارد و در اين و در اين مرحله موظف مي‌شود كه محتوا و شكل مجله را براي شماره اول برنامه‌ريزي كند رشته انتخابي و برنامه‌ريزي شماره اول در كلاس مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد و راهنمايي‌هاي لازم از نظر انتخاب موضوع تحقيقي،مقاله تخصصي و مصاحبه از نوع عمقي به دانشجو ارائه مي‌شود بيش از نيمي از جلسات نيم‌سال تحصيلي به بررسي گزارش‌ها و مقاله‌ها و مصاحبه‌ها اختصاص مي‌يابد و پس از اتمام كارهاي تحريري و رفع اشكال‌ها بحث بر روي شكل مجله و صفحه آرايي،انتخاب نام مجله و قطع و اندازه آن مشخص مي‌شود كه جملگي با توجه به رشته تخصصي دوره انتشار و شناخت مخاطب شكل مي‌گيرند.

 

2- نبود امكانات و سرمايه مالي مناسب

يكي از مهمترين مشكلاتي كه در فرا روي نشريات تخصصي در ابتداي راه وجود دارد ، و=ود مشكلات مالي و تنگ‌ناهاي اقتصادي است اصولا در كشور ما براي انتشار يك نشريه چه به صورت ماهنامه و هفته‌نامه و يا روزنامه امكانات وسيع مالي لازم است. كه بسياري از متقاضيان دريافت مجوز و يا انتشاردهندگان مطبوعات و روزنامهع‌نگاران و افراد حقيقي فاقد اين امكانات مالي هستند. يك بررسي اجمالي نشان مي‌دهد كه براي انتشار نشريه در ايران (يك ماهنامه با تيراژ محدود 2000 نسخه در ماه)در آغاز حداقل 100 ميليون تومان به شكل سرمايه ثابت بايد وجود داشته باشد. اين ميزان براي انتشار يك روزنامه بايد بسيار فراتر باشد.

علت اصلي اين مسئله اين است كه در آغاز راه صاحبان آگهي و شركت‌هاي تجاري حاضر نيستند ئآگهي‌هاي خود را به نشريه غير معروف  به ويژه هفته‌نامه و ماهنامه‌ها بدهند و همين مسئله وجود يك سرمايه مالي مطمئن را براي انتشار مداوم يك نشريه ايجاب مي‌كند كه بسياري از متقاضيان دريافت مجوز انتشار و يا دارندگان نشريه‌هاي موجود فاقد اين امكانات مالي هستند.

3- نداشتن امكانات و تجهيزات چاپ و نشر

  يكي از مسائل بسيار مهم براي چاپ و نشر يك نشريه تخصصي و تداوم چاپ آن ،همانا وجود تجهيزات و امكانات چاپ و نشر است. كه در اين متاسفانه بزرگترين چاپخانه‌ها مربوط به مطبوعات دولتي يا وابسته به آنها هستند و اساسا در ايران چاپخانه‌هاي بخش خصوصي امكانات بسيار محدودي از لحاظ بهره‌گيري از ماشين‌آلات مجهز و مدون چاپ و نشر دارند به همين دليل بسياري از صاحبان نشري‌هاي خصوصي بايد به روزنامه‌ها و موسسات مطبوعاتي بزرگ براي انتشار نشريه‌شان مراجعه كنند كه اين امر تنگناها و دشواري‌هاي براي آنان به وجود مي‌آورد وضع تجهيزات ،امكانات و ماشين‌آلات چاپ در ايران به گونه‌اي است كه بسياري از روزنامه‌هاي پر تيراژ نيز از اين امكانات بي‌بهره‌اند. و ناچار براي پاسخگويي به مخاطبان خود و چاپ نشريات‌شان بايد به چندين چاغپخانه مراجعه كنند و سرانجام هزينه گزافي نيز بابت اين مسئله بپردازند.كه اين امر سبب مي‌شود مشكلات مالي و اقتصادي نشريه چند برابر شود.

4-عدم استمرار دريافت و كمبود ميزان آگهي

همه صاحبنظران مطبوعتي در تمامي كشورهاي جهان بر اين باورند تامين منابع سرمايه‌اي نشريات و مطبوعات تخصصي بايد از طريق دريافت آگهي به صورت مستمر باشد. متاسفانه در ايران صاحبان آگهي‌هاي تجاري كه از سرمايه لازم و توليد بالا براي دادن آگهي برخوردارند آگهي‌هاي بيشمار خود را با صرف هزينه‌هاي كلان به رسانه‌هاي تصويري(تلوزيون و شبكه‌هاي آن )آن ميدهند يا گاها به شبكه‌هاي ماهواره‌اي حاشيه خليج اقبال نشان مي‌دهند و در اين رقابت براي رقابت و چاپ آگهي‌ها ،بسياري از نشريات به ويژه هفته‌نامه‌ها و ماه‌نامه‌هاي تخصصي محروم مي‌مانند.

در اين عرصه وضع صاحبان خصوصي نشريات تخصصي نظير هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌هاي ناشناس‌تر و شهرستاني بسيار بدتر است. اساسا صاحبان آگهي‌ها به اين نوع نشريات آگهي بسيار كمي داده و عدم استمرار دريافت آگهي سبب مي‌شود كهع اين نشريات نتوانند تنگنا‌هاي اقتصادي را تحمل كرده و به سرعت و با شتابي بسيار از گردونه نشر خارج شوند و يا اساسا با اينكه مجوز انتشار مي‌گيرند اما نتوانند حتي يك شماره از نشريه خود را چاپ كنند.

5-عدم دريافت يارانه‌ها

در همه‌جاي دنيا به خصوص كشور‌هاي پيش‌رفته بخش خصوصي براي انتشار روزنامه‌ها و نشريات تخصصي خود از رايانه‌ها و سوبسيد‌هاي دولتي براي انتشار نشريه به نشريات دولتي كه عموما غير تخصصي هستند تعلق ميگيرد و به همين دليل است كه نشريات دولتي سال‌هاي طولاني به دليل دريافت يارانه دولتي از طرف وزارت‌خانه يا سازمان مربوطه خويش به رغم تيراژ اندك و مخاطبان تخصصي بسيار كم تداوم انتشار مي‌يابند ولي صاحبان نشريات تخصصي خصوصي به دليل نداشتن چنين امكاناتي در آغاز راه از انتشار باز مي‌مانند و اين در حالي است كه بخش خصوصي بسيار بيشتر از بخش دولتي خواهان انتشار نشريات عمومي و تخصصي است.

آمارهاهي رسمي نشان مي‌دهد كه در سال 83 تعداد متقاضيان غيردولتي نشريه بر اساس نوع صاحب امتياز 2932 تقاضا بوده كه از الين ميان 2519 نفر از آنها اشخاص حقيقي بوده‌اند و تنها متقاضيان نشريات دولتي در ايران 122 مورد بوده است. در همان حال در سال 83 تعداد 2271 نشريه غير دولتي داراي مجوز بوده‌اند كه تعداد زيادي از آنها به دليل نداشتن امكانات مستمر مالي و تنگنا‌هاي اقتصادي به طور مداوم انتشار نمي‌يابند

 

6- بحران كاغذ و تاثير آن بر مطبوعات تخصصي    

در كشور ما بخش مهمي از نياز‌هاي مطبوعات به كاغذ از خارج وارد مي‌شود اطلاعات رسمي حاكي از آن است كه در سال 82 (2003) به دليل عدم تامين بودجه مورد نياز براي انجام واردات كاغذ مطبوعات ، سال 83 در ايران سال بحراني براي تامين كاغذ بود و به همين دليل مطبوعات با مشكلات متعددي روبرو بودند مشكل مهم ديگري كه در اين زمينه مطبوعات تخصصي دارند اين است كه اصولا در تامين كاغذ مورد نياز مطبوعات اولويت از سوي دولت به مطبوعات دولتي و روزنامه‌هاي پر تيراژ و بزرگتر داده ميشود بنابراين نشريات كوچكتر تا حدود زيادي از اين خصوصيت محروم مي‌مانند و با توجه به اين مسئله است كه با اينكه بر اساس اطلاعات رسمي از سوي منابع دولتي بحران كاغذ در سال 83 در ايران به گونه‌اي مد نظر قرار گرفت كه توليد داخلي كاغذ از 40 هزار تن(به 70 هزار )تن افزايش يافت و همين طور ميزان واردات نيز از حدود 40 هزار تن به حدود 65هزار تن افزايش يافت و تامين كاغذ براي دولت در رديف كالا‌هاي اساسي قرار گرفت اما مشكل نشريات خصوصي در تامين كاغذ به مقدار لازم و به قيمت مناسب همچنان وجود دارد. اين در حالي است كه بر اساس آخرين سياست‌ها برآورد كاغذ مصرفي مطبوعات كشور- مشمول اعطاي يارانه – از حدود 90هزار تن به 135هزار تن افزايش مي‌يابد.

اين آمار‌ها با اينكه از سوي منابع رسمي اعلام مي‌شود اما مشكل تامين كاغذ براي مطبوعات كوچك و روزنامه‌هاي محلي و غيرسراسري همچنان به قوت خود باقي است. و ديدگاه‌ها حاكي از آن است كه در اين زمينه اقدامات فوري بايد انجام بگيرد.

7- مشكل تيراژ پايين و مخاطبان اندك

اصولا هر نشريه و روزنامه‌اي منتشر مي‌شود كه شمارگان بالا و مخاطبان بسيار داشته باشد اما متاسفانه در ايران تيراژ پايين مطبوعات به خصوص هفته‌نامه‌ها ،ماهنامه‌ها ،و فصل‌نامه‌هاي تخصصي و غيرعمومي يكي از چالش‌هاي موجود است

در كشور 70ميليوني ما شمر انتشار مطبوعات آنقدر پايين است كه بررسي‌هاي سالانه يونسكو نشان مي‌دهد كخه كشور ما از اين لحاظ در رده پايين‌ترين كشور‌هاي آفريقايي قرار دارد.چرا كه كل تيراژ مطبوعات ما از رقم يك ميليون متجاوز نيست.و اين در حالي است كه بالاترين ميزان تيراژ نشريات غيردولتي بهويژه هفته نامه‌ها و ماهنامه‌ها از رقم 50-60 هزار نسخه تجاوز نمي‌كند.و اين براي جامعه فرهنگي ما يك فاجعه به شمار مي‌آيدكه در اين مورد بايد اقدامات فرهنگي زيربنايي انجام داد.

8 – داشتن تحريريه كوچك و عدم امنيت شغلي خبرنگاران

از جمله مسائل موجود نشريات بخش تخصصي در ايران نداشتن تحريريه‌اي متخصص با خبرنگاران زبده و ماهري است كه آموزش روزنامه‌نهگاري ديده باشند.اصولا بسياري از اين نشريات فاقد تحريريه هستند و كساني كه با اين نشريات همكاري مي‌كنند. از عدم امنيت شغلي لازم به دليل مشكلات (نظير عدم تداوم انتشار) رنج مي‌برند.

ناچيز است.و نظام حق‌التحريري در اين نشريات خبرنگاران را در اين عرصه دچار مشكلات جدي مي‌كند.علاوه بر آن نشريات تخصصي به خاطر مشكلات زيادي كه با آن دست به گريبان هستند از استخدام رسمي خبرنگاران خودداري مي‌كنند كه اين مسئله مشكلات عدم امنيت شغلي را براي خبرنگاران تشديد مي‌كند.

9- مشكل توزيع نشريات بخش خصوصي

از ديگر مشكلات نشريات تخصصي مسئله توزيع آنهاست كه اصولا نظام توزيع مطبوعات در كشور ما نظام صحيح و درستي نيست و در حقيقت نشريات تخصصي به دليل اينكه قادر به تامين منابع مالي لازم براي توزيع نشريه نبوده و امكانات نظير حمل و نقل براي ارسال آنها به دكه‌ها نداشته و سيستم پست نيز در اين زمينه بسيار ضعيف عمل مي‌كند با مشكلات بيشمار در زمينه توزيع دست به گريبان هستند.

دكه‌هاي موجود مطبوعاتي به خصوص در كلان‌شهر تهران در برابر جمعيت محدود آن بسيار محدود بوده و اين دكه‌ها بيشتر روزنامه‌هاي پر تيراژ را توزيع مي‌كنند و نشريات تخصصي در حقيقت در چارچوب سيستم نادرست توزيع گرفتار مي‌شوند و اين مسئله بر تنگ‌ناها و چالش‌هاي آنها مي‌افزايد.

 

 

جمع‌بندي

 آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد كه نسبت تقاضاي صدور مجوز انتشار نشريه در سال‌هاي اخير رو به فزوني بوده است آما به دليل همان محدوديتي كه از لحاظ تعيين صلاحيت افراد حقيقي و بخش خصوصي در ارايه مجوز انتشار به متقاضيان وجوجد داشته است ميزان صدور مجوز چنان اضافه نشده است به‌طوريكه در سال 1383 مصادف به2002تا2003 ميلادي نسبت رشد تقاضاي انتشار به سال82،بيست و چهار درصد اضافه است . اين در حالي است كه ميزان صدور مجوز انتشار منفي چهل و چهاردرصد بوده است

آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد كه تعداد كل متقاضيان نشريه به تفكيك دوره انتشار تا پايان سال 83 ، 3052 تقاضا بوده است   

نوشته شده توسط محرم براتی در ساعت 1:23 قبل از ظهر | لینک  | 

 

 

اول توضیح بدهم که من متحول نشده یعنی از تنبلی رها نشده ام بحرانی که دامن خودم را گرفته است از این رو فرصت مناسبی بود تا مطلبی که قرار بود به اجبار استاد برای گرفتن نمره بنویسم. به روزنامه نگاری بحران اختصاص یابد و حال که آن را نوشتم چه خوب است که دوستان کارشناسم نیز در مورد این مطلب نظر بدهند

 

 

مديريت خبر در زمان بحران

تعريف مديريت بحران:

  • مديريت بحران همچون مفهوم بحران از منظر گوناگون مورد تعريف و تدقيق واقع شده است گستره مفهومي تعريف اين واژه بسيار فراخ و در برگيرنده هر تمهيدي براي پرهيز از بحران و جستجوي انديشمندانه بحران و خاتمه و مهار بحران در راستاي تامين منافع و غيره است(جفري هريسون و كارون جان مديريت استراتژيك – ترجمه دكتر بهروز قاسمي – انتشارات آبتين صفحه 17

در پاره‌اي از متون مديريت بحران بر نوعي تدبير استراتژيك دلالت دارد كه در فرايند آن محيط‌هاي داخلي و خارجي يك بحران مورد تحليل واقع شده،شناخت لازم كسب ،مسير استراتژيك پايه‌گذاري و استراتژي‌هايي خلق مي‌شوند كه نخبگان را براي رسيدن به اهداف تعيين شده و تدبير شايسته و بايسته بحران ياري رساند.

  • مديريت بحران اقدامي است كه در بساري موارد شبيه به جنگ محدود است و هدفش نه محو كامل جنگ بلكه تحديد و ممانعت از تكرار آن است(مديريت بحران – نوشته محمدرضا تاجيك مركز بررسي‌هاي استراتژيك رياست‌جمهوري)
  • مديريت بحران هم شامل اهداف مثبت مانند حفظ منافع ملي است و هم هدف منفي يعني اطمينان از اينكه شرايط از كنترل خارج نشده و به جنگ تبديل نشود(فيل ويليامز- كتاب مديريت بحران در استراتژي معاصر: نظريات و خط مشي‌ها صفحه 219)  

فرايند تصميم گيري

هر شخصي حقيقي يا حقوقي در زندگي انفرادي يا شغلي خود همواره با امر تصميم گيري مواجه است اغلب اين تصميم‌ها چنان تكراري و روزمره هستند كه حتي متوجه اتخاذ آن هم نمي‌شويم. آما پاره‌اي ديگر از تصميم‌ها توحه خاص به فرايند تصميم‌گيري را ايجاب مي‌كند زيرا ماهيت تكراري و روزمره ندارد و حتي منجر به نتايج مهم و تاثير گذاري خواهد شد بنابراين در اين برهه كه ممكن است در برگيرنده بحران باشد تصميم گيري تابعي از مديريت است مديريتي كه بايد توانمندي خود را در شرايط خاص و بحراني به رخ بكشد

تعريف:

مجموعه دانستني‌هاي كه با امر تصميم‌گيري در ارتباط است تئوري تصميم ناميده مي شود.

در زمان بحران مديريت رسانه براي انتشار اخبار و در دست گرفتن افكارعمومي و چرخش از بازار شايعه به اخبار بازدارنده و در شرايط فوق‌العاده مي‌تواند از طريق زير انجام شود :

ü      تعريف شرايط (چگونگي بحران)

ü      شناسايي راه‌حل‌هاي مقابله با بحران

ü      گردآوري اطلاعات و اخذ نظريت كارشناسي در جهت عبور از بحران

ü      شناسايي و به كارگيري كانال هاي انتقال اطلاعات

ü      نيازسنجي و گردآوري اطلاعات واقعي براي مقابله با بازار شايعات                                 

در محيط بحران زده براي برخورد منطقي با آشفتگي‌هاي پيش‌آمده و ايجاد تغييرات از طريق انتشار اخبار و تحليل‌هاي خبري درمسير برون رفت از بحران راه‌حلهاي بسياري وجود دارد در اين

راستا «پيتر دراكر»در كتاب مديريت بحران پيشنهاد مي‌كند در اين موقعيت بهتر است به جاي بررسي و مطالعه پديده‌ها با تصميمات و عمل در ارتباط باشيد از طرفي مديريت خبر بايد قادر باشد خبرنگار خود را از پوشش برجسته و جانب‌گرايانه خبر به دليل آنچه دامن زدن به بحران مي‌دانند جلوگيري كند. درك مناسب شرايط از طرف مديريت خبر نشان از تخصص، دانش و آگاهي او مي‌دهد  به عنوان نمونه سردبير يك نشريه در بحران پيش آمده در حوادث كوي دانشگاه دست به انتشار مواضع افراد مختلف در نكوهش رفتار دانشجويان مي‌كند بر اساس سياست رسانه خبرها سانسور ميشود اعتراض دانشجويان را به عوامل بيرون از دانشگاه مرتبط مي‌داند يا با معاند خواندن دانشجويان معترض اين حركت را در جهت براندازي نظام توصيف مي‌نمايد حال تصور كنيد مخاطب اين رسانه چه تلويزيون باشد و چه روزنامه هر دو طرف درگيري هستند دانشجويان معترض به دليل عدم پوشش واقعي اخبار ،اتهام براندازي و.... نه تنها آرامش خود را به دست نمي‌آورند بلكه بر دامنه اعتراض خود مي‌افزايند حال مخاطب اين رسانه نيروهاي شبه نظامي برخورد كننده با دانشجويان باشند اين‌ها نيز با خواندن اينگونه اخبار و تحليل‌ها كنترل خود را از دست داده و وارد فاز جدي‌تري از برخورد با معترضين مي‌شوند در اين حالت اقدام رسانه نه‌تنها از ميزان بحران نكاست بلكه بر دامنه آن نيز افزود حال رسانه ديگري را در نظر بگيريد كه عمل برخورد كنندگان با دانشجويان را به شدت تقبيح كند اخبار حمله نيروهاي فاقد هويت به دانشجويان را بزرگ جلوه دهد و آن را با برجسته سازي منتشر كند در اين حالت نيز دو طرف را به ادامه بحران وا مي‌دارد از سوي ديگر مديريت خبري را در نظر بگيريد كه در زمان بحران در سطح وسيع با علم و آگاهي از مطالبات طرفين دخيل در به وجود آمدن بحران خود نقش دروازه‌باني خبر را به عهده گرفته و ميكوشد ضمن اتخاذ سياست بي‌طرفي در بحران اخبار و حوادث را به نوعي پوشش دهد كه از دامنه بحران بكاهد بنابراين ميتوان مديرت خبر در زمان بحران را در هر رسانه‌اي براي كسب اعتبار آن رسانه حياتي دانست و به اين مهم معترف بود كه رسانه‌ها نقش بي قيد و شرط در مهار و يا افزايش دامنه بحران دارند

هر رسانه‌اي بايد توجه داشته باشد كه دوران بحران دوران خطرناكي است كه بزرگترين خطر آن خطر ناديده انگاشتن موقعيت‌هاي جديد است كه ممكن است بر اثر ادامه اين بحران به وجود آيد

وظيفه مديرت رسانه يا مسئول خبر در دوران آشفته يا بحران:

 در اين ميان نقش مديريت خبر اين است كه با استفاده از سابقه اخبار و پوشش خبري واقعه تصوير پيش‌آمد‌هاي احتمالي را براي مخطبين خود مجسم كند

دراين ميان سردبير بايد از خود بپرسد چه اخباري بايد منتشر شود و يا از چه زاوي‌اي به حوادث پيش آمده نگريسته شود كه براي برون رفت از بحران موثر باشد

يكي از مديران موفق در مطبوعات ايران نحوه فعاليت و راه‌هاي برون رفت از بحران را تمركز در حوزه رسانه ها  مي‌داند چه آنكه منجر به انباشت توانايي‌هاي مجموعه رسانه‌ها براي اقناع طرفين درگيري از طريق انتشار پيام به روش سوزني و يا تزريقي مي‌داند

فرار از بحران زده‌گي در دوران بحران:

يكي ديگر از مجموعه اقداماتي كه مديريت رسانه در مسير جهت دهي به خبر براي برون رفت از

بحران به كار مي‌گيرد پوشش اخبار بر اساس ارتباط ميان عوامل بحران ، حاكمان و مخاطبين بي‌طرف است

كسي كه در اين برهه خبر را مديريت مي‌كند با فردي آگاه و دورآنديش باشد تا ضمن قرار داشتن در مدار واقعيت دچار بحران زدگي نشده  و رسالت اساسي كه در تنظيم و انشار اخبار يعني اصل بي‌طرفي را رعايت كند

سبك‌هاي خبر نويسي در دوران بحران

در شرايط عادي روشهاي متفاوتي براي تنظيم اخبار وجود دارد كه رسانه‌ها براي پخش وانتشار اخبار از آن استفاده مي‌كنند. هرچند انتخاب اين سبك در محيط عادي و به دور از بحران بوده و بر اساس سياست رسانه‌اي و نياز روز استفاده مي‌شود اما در شرايط بحراني اوضاع كمي تفاوت دارد .

  • ممكن است با چند خبر همسنگ از لحاظ ارزش‌هاي  خبري روبه‌رو باشيد در اين حالت مديريت خبر ترجيح مي‌دهد خبر را با يك ليد كلي شروع و سپس خبر را به سبك تاريخي تنظيم كرد مثلا در زلزله بم :

ليد:صبح امروز بر اثر زلزله 9/5 ريشتري  شهر بم از توابع استان كرمان ويران شد و هزاران نفر جان باختند

به گزارش واحد مركزي خبر..........

  • يا رماني كه بخواهيم تبعات يك بحران را در گفتگو با يك مقام رسمي و يا بر پايه آماروارقام پخش ويا منتشركنيد مثلا آمارمربوط به خسارت سيل در جنوب كشور:

ليد:رييس ستاد حوادث غير مترقبه كشور در جمع خبرنگاران آمار تلفات جاني و مالي سيل در استان خوزستان را تشريح كرد.

به گزارش واحد مركزي خبر.........

  • زماني كه توسط مقام مسئول در خصوص چند بحران اطلاعاتي ارايه مي‌شود ميتوان به شكل زير تنظيم كرد.

ليد:دادستان تهران بر مجازات عاملان سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران تاكيد كرد و از معلمان خواست اجازه ندهند به نام معلم اغتشاش بر پا كنند

سعيد مرتضوي دادستان تهران در جمع خبرنگاران گفت:

در حلتي ديگرنيز ميتوان خبر تبعات يك بحران را با استفاده از ميان تيتر و سوتيتر برجسته كرد كه اين روش تنظيم در انعكاس اخبار در مطبوعات كاربرد دارد.

 ملاحظات كانون‌هاي خبري در شرايط بحراني :

كانون‌هاي خبري لازم است سبك لحران زدايي و كشف راه‌حل برون رفت از منطقه بحراني را به عنوان چشم‌انداز نوين آگاهي رساني در غالب اخبار در نظر گيرند.

جريان‌سازي خبري در پي ترويج فرهنگ نگاه به آينده و آمادگي براي مقابله با بحران‌هاي احتمالي كه در هر منطقه استعداد بروز آنها متفاوت است امري ضروري به نظر مي‌رسد در كنار آن مديريت خبر بايد اهتمام ويژه‌اي به اخذ نظريات كارشناسي از كارشناسان خبره موضوعي كه در حالت بحران قرارداشته و يا احتمال وقوع آن بالاست قائل شود جلب توجه مسئولين با انتشار عواقب احتمالي بحران در خصوص :

  • به كارگيري روشهاي كاربردي
  •  تشكيل ستاد بحران  قبل از وقوع هرگونه بحران براي آمادگي مقابله با بحران
  • توجه مسئولين دخيل در رفع بحران به كارامد بودن رسانه در عبور ازبحران

بازار شايعات ،تشديد بحران‌ها

در اين مديريت خبر در زمان بحران ايجاب مي‌كند كه رسانه‌ها به انعكاس امكان وقوع بحران ،راه‌هاي برون رفت از آن و همچنين عواقب آن جهت برانگيختن افكار عمومي براي جلوگيري از وقوع بحران بپردازند اما يك نكته اساسي بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد كه اخبار به صورت واقعي منتشر شده و به شايعات دامن نزند چرا پخش اخبار غير موثق و بر پايه شنيده‌ها يا به وقوع بحران دامن زده و يا به تشديد بحران كمك كند و بدتر اينكه بر افكار عمومي تاثير گذاشته و منجر به افول روحيه عمومي و تسلط بحران مي‌شود براي مثال پيش‌بيني‌ها در خصوص احتمال وقوع زلزله در تهران با اخبار آموزشي ،اطلاع رساني و هشدارهاي مقاوم سازي آغاز شد. وليكن بعضا برخي رسانه‌ها براي جلب توجه و فروش بيشتر و انگيزه‌هاي اقتصادي اقدام به پخش يا انتشار اخبار ضد و نقيص در باره زمان وقوع زلزله كردند . و تا جايي اين شايعات قوت گرفت كه هر لحظه ممكن است كه بخشي از افكار عمومي به اين خيال بود كه هر لحظه امكان دارد زلزله رخ دهد

در اين ميان برخي از رسانه‌ها از جمله تلويزيون و راديو با پخش خبرهايي در خصوص نحوه مقابله با زلزله احتمالي به مديريت خبر براي جلوگيري از وقوع بحران كاذب نمودند.

در بحبوحه اخبار روزنامه‌ها براي جذابيت و افزاش مخاطب كه خبر زلزله را برجسته مي‌كردند روزنامه شرق با درك صحيح شرايط و دارا بودن مديريت قوي در خبررساني دست به تلطيف فضاي خبري در خصوص زلزله تهران زد و با انتشار سرمقاله‌اي به قلم سردبير (محمد قوچاني) و با استناد به نظر كارشناسان به مقابله با شايعات برخاست و از رسانه‌ها خواست با دقت بيشتري به پوشش خبري اتفاقي مهم كه با جان انسان‌هاي بي‌شماري سروكار دارد بپردازند.

البته مديريت خبر بايد توانايي تفكيك خبر از شايعه را دارا باشد مديريت خبر بايد با اطلاع كسب نمودن از نظر كارشناسان نه تنها خبر را از شايعه باز شناسد بلكه با انتشار اخبار واقعي و قابل استناد  شايعات را نزد افكار عمومي بي اثر سازد.

  

هزينه بقاء نشريات در بحران

اين يك واقعيت است كه در دوران آشفته آتش بحران مي‌تواند دامن تك تك طرفين درگير يا حتي بي‌طرف را بگيرد از همين رو رسانه در انتشار اخبار بايد ضمن بيان واقعيت‌ها به اين مهم واقف باشند كه در زمان بحراني به سر مي‌برند بنابراين كاملا در مجراي قانون عمل كرده تا دچار تركش‌هاي بحران نشود از سوي ديگر رسانه بايد با مدذيرت نمودن خبر براي بقاء خود هزينه‌اي ديگر نيز بدهد كه همان اتشار درست و به موقع اخبار است چرا كه رسانه‌ها علاوه بر متكي بودن به بافت قدرت و مراكز حكومتي براي ادامه حيات به مخطبان خود كه همان افكار عمومي باشد نيز نياز مبرم دارند.

سازمان رسانه، تاثير بر افكار عمومي :

از آنجا كه بيان شد رسانه‌ها در شعله‌ور نمودن و يا فركش كردن بحران نقش حياتي دارند براي تاثير پذيري بالاتر نياز به ابزارهاي به غير از مديريت صحيح خبر دارند كه به اختصار به آن اشاره مي‌شود: ميزان اخبار منتشره از سوي يك رسانه به انضمام سطح پوشش اخبار از اين عوامل هستند كه خود بسته به شرايطي ديگر دارد :

·        سازمان‌يافته بودن رسانه

·        دارا بودن خبرنگار مقيم

·        لينك بودن با خبرگزاري‌هاي مهم

·        استفاده از نيروي انساني حرفه‌اي

·        دسترسي به سيستم‌هاي ارتباطي پيشرفته

 

انواع بحران

بحران به دو دسته كلي زير تقسيم مي‌شود  

  • بحران قابل پيش‌بيني  
  • بحران غير قابل پيش‌بيني

 

 

        

                                                                    

بنابراين مديريت اخبار در راديو ،تلويزيون و روزنامه در زمان بحران هنگامي موفق است كه قبل از وقوع بحران قابل پيش‌بيني از سوي عوامل نشريه همچون سردبير ، خبرنگار و يا تحليلگر نشريه پيش‌بيني و جهت پوشش خبر با خبرنگار مقيم هماهنگك كرده و يا به محل وقوعه بحران در زمان مقتضي تيم خبري اعزام نمايد

در مواقعي كه بحران‌هاي غير قابل پيشبيني رخ ميدهد عموما رسانه‌هاي موفق‌ترند كه در مح خبرنگار مقيم و يا شبكه خبري دارند به هر حال تجربه نشان داده است اعتماد مردم در پيبگيري اخبار بحران بيشتر با رسانه‌ها است كه در لحظات اوليه بروز بحران اخبار آن را منتشر كرده‌اند و به طور طبيعي گراش مخاطبان در درياقت اخبار مربوط به بحران از راديو و تلويزيون بيشتر از روزنامه مي‌باشد

مديريت خبر بحران با نمايش و يا عدم نمايش تصوير

نمايش تصوير در پخش اخبار و يا چاپ تصوير در انشار اخبار براي روزنامه‌ها در مواقع عادي يك اصل اساسي كه جهت نفوذ خبر و يا افزايش تاثير آن مورد استفاده قرار ميگيرد اما در زمان بحران و خصوصا در مواقع بلاياي طبيعي و بلايايي كه توسط انسان به وقوع مي‌پيوندد در اختيار مديريت خبر در زمان بحران است مثلا مديريت خبر در يك رسانه براي چاپ تصاوير كشتار مردم در يك جنك با وسواس خاصي صورت مي‌كيرد و بسته به ديدگاه و خواستگاه آن نشريه دارد

اگر يك رسانه بخواهد با تكيه بر زبان تصوير كه بسيار گويا و نافذ است پيام خود را به بيننده القاء كند از تصوير استفاده كند اما مديريت خبر بايد مراقبت بسياري داشته باشد كه آن تصوير منجر به افزايش دامنه بحران نشده و يا با برانگيختن احساسات عمومي منجر به ورود تعداد بيشتري از مخاطبان به صحنه بحران نشده و بحران را به يك معضل همه‌گير نكند

بنابراين روزنامه‌ها و شبكه‌هاي خبري در پوشش خبر بحران‌ها حساب ويژه‌اي بر عكس و تصوير باز مي‌كنند.

گرچه در غالب موارد حادث شدن بحران مخاطبان از رسانه‌ها انتظار دارند تصاوير مربوط به بحران را در غالب خبر منتشر كرده و يا به تصوير بكشند

فعاليت مدني مديريت خبر در زمان بحران

اعلام حس همدردي تقويت روحيه مشاركت و تعاون به وسيله مديريت رسانه و تلاش براي برانگيخن احساس عمومي جامعه برا ي زدودن چهره غم‌بار بحران از منطقه بحران زده از ديگر وظايف مديريت خبر در زمان بحران است.

استفاده از نفوذ خبر در اقناع عمومي براي كنار آمدن با شرايط بحران و يا مطابق با شرايط دور شدن از محل بحران زده توسط مديريت خبر انجام مي‌شود.

 

 

رتبه‌بندي رسانه‌ها در پوشش و اهتمام به اطلاع رساني در زمان بحران

تجربه نشان مي‌دهد در خصوص نمايش واضح و قابل لمس از تبعات بحران در كنار تاثيرگذاري احساس و افزايش مشاركت مدني در گذر از مرحله بحران ، رسانه تلويزيون جلودار است آما در خصوص سرعت پخش اخبار و در دسترس بودن در هر شرايط و محيطي راديو قرار دارد و مطبوعات نيز در پرداختن به چرايي و چگونگي اخبار بحران و نحوه زدودن آثار آن دخيل هستند

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محرم براتی در ساعت 1:16 قبل از ظهر | لینک  |