شرق هم توقيف شد.برای سومین بار. و این در زمانی است که بسیاری به سبب توقیف هم میهن و فیلترینگ خبرگزاری ایلنا برای آزادی مطبوعات مرثیه می خواندند. توقیف شرق از قرار به بهانه مصاحبه با فردی است که اقداماتی انجام داده که در عرف ایرانی و مذهبی مذموم شمرده می شود والبته برخی معتقدند شرق دارد بهای اطلاع رسانی آزاد را می پردازد کما اینکه انتخابات مجلس نردیک است و البته گرایش شرق به سمت سوی اصلاح طلبی بود .شرق رسانه ای حرفه ای بود كه بخش عمدهاي از نیاز خبری روشنفکران و قشر تحصیلکرده و ایضا منتقد را تامین میکرد روزنامهاي مستقل و البته متعلق به بخش خصوصي كه پس از دوبار توقيف و با نگاهي انتقادي آغاز به انتشار كرده بود بار ديگر و با استناد به چاپ مصاحبه با زن داستان نویس (همجنس گرا) ! توقيف شد.
درباره چرايي و چگونگي توقيف اين رسانه سخنان و نظرات بسياري رفته است از اينرو از زاويه ديگر به توقيف شرق بنگريم
توقيف يك رسانه كه به مثابه كانال انتقال اخبار است توهين به مخاطب قلمداد ميشود جمع مخاطب ،افكار عمومي است. و توقيف يعني اينكه مخاطب شعور و دانش كافي در مواجهه با خبر را ندارد.و تحت لواي خبر تغيير عقيده ميدهد. حال آنكه تحقيقات نشان ميدهد افزايش سطح سواد عمومي، تعدد رسانهها و... مخاطب را فعال كرده تا جايي كه بر اساس نظريه استفاده و رضايتمندي، مخاطب در برابر اخبار انفعالي عمل نكرده و دست به تجزيه و تحليل آن ميزند. »راجرز»نيز در نظريه نشر نوآوريها ميگويد رسانهها ديگر قادر نيستند نگرشها و عقايد مخاطبان را تغيير دهند. در بهترين حالت ميتوانند منجر به تاثير در نگرش و عقايد مخاطب شوند. بنابراين توهم توطئه از سوي رسانهها در حال حاضر خيالي بيش نيست.
كارشناسان و تحليلگران حوزه ارتباطات، توقيف را شديدترين شكل سانسور ميدانند.حربهاي كه عليرغم تكفير از سوي مجامع رسانهاي و اصول مردمسالاري متاسفانه كماكان به عنوان ابزار تنبيهي در كشور ما به كار گرفته ميشود.درحالي كه عمر رسانههاي بزرگ در كشورهاي ديگر به قرنها ميرسد. بقاي رسانههاي منتقد در ايران كوتاه است و با يك اشتباه ممكن است به بند توقيف گرفتار آيند در اين بين سوالي به ذهن خطور ميكند! مگر رسانههاي كه سالهاست منتشرميشوند،مرتكب اشتباه نشدهاند.مگر همین چندی پیش یکی از رسانه های پرنفوذ با درچ مقاله ای مربوط به حق حاکمیت بحرین کشور را تا مرز یک بحران منطقه ای پیش نبرد اما چه شد آن رسانه کماکان منتشر میشود.
اشتباه نشود به هیچ وجه موافق توقیف رسانه نیستم ولی اینجا سوالی مطرح میشود که مگر شرق رسانه ای داخلی نیست و مگر شرق........
از سوي ديگر كساني كه به تحولات دنياي رسانه حساساند و تبعات توقيف يك رسانه موفق را تا حدودي ميدانند. بي شك از پس اين اقدام، آزرده خاطر شدهاند.
از اينرو براي كسب موفقيت بايد مقتضيات حضور در عرصه بينالمللي خبررساني را پذيرفت. براي دستيابي به نظم نوين جهاني و بر هم زدن نظم يك سويه فعلي كه آرماني و خواست انسانهاي آزاديخواه جهان است بايد به صورت ريشهاي و بنيادي به آزادي بيان و انتشار اطلاعات آزاد اعتقاد داشت. و فضاي مناسب را براي توسعه رسانهها در كشور رعايت كرد و اين مهم هرگز با توقيف (حتي اگر رسانه مقصر باشد) امكان پذير نيست.
بنابراین به عقلای قوم باید متذکر شد هرچه از تعداد رسانه های داخلی کاسته شود موج نگاه به خارج برای کسب خبر افزایش می یابد اخباری که همراه با تحلیل ارائه میشود و در صحت آن باید شک کرد اخباری که همراه با موضع گردانندگان آنهاست
اما شرق در همین کشور منتشر می شد. منافع ملی و تمامیت ارضی کشور جزء اصول اساسی این نشریه بود. بنابراین باید پذیرفت همه نباید مدح و ثنای دولت را بگویند مگر نه اینکه آقایان معتقدند دولت فعلی مردمی ترین دولت پس از انقلاب است پس به همین میزان هم باید مدایح داشته باشد که از این رهگذر اگر نقدی هم به عملکرد آن وارد شود خللی در کار پیش نخواهد آمد و به حمدالله دولت به تحقق وعده ها خواهد رسید
به بهانه قهرماني عراق در مسابقات فوتبال جام ملتهاي آسيا
امروز كشور همسايه همراه جنگ و مرگ ،سرود شادي ميخواند.امروز عراق غرق در شادي و شور خواهد بود حتا وقتي مرگ از رگ گردن به آنها نزديكتر است.
امشب جادوي فوتبال دوباره سر بر ميآورد تا مردمي كه چندي است از زير سايه شوم ديكتاتوري درآمدهاند و گرفتار خشونت تروريستها مرگ ناگهاني را تجربه ميكنند شبي شاد باشند، برقصند، حتا روي خون هموطنهاي خود ،سوت و كف بزنند و تا صبح در خيابانها پاي بكوبند اگر چه مرگ در كمين آنها باشند. چه آنكه تروريستها هرگز جادوي فوتبال به مغز گرفتارشان راه نبرده است.
امروز عراق براي ساعتي هم كه باشد غمهاي بيشمار خود را به فراموشي خواهد سپرد. امشب براي عراق بهتر از شب سقوط صدام است كه رواشناسان هم از كشف رمز و راز فوتبال درماندهاند.حساب ميهمانان ناخوانده در عراق را در جشن ميان جنگ ،جدا بپنداريد. نيروهاي خارجي عرق ملي ندارند و جمع تروريست با شادي ،تركيب خندهآوري است.
امروز مراسم تشييع جنازه كشتهشدگان در كشور همسايه در ميان رقص و پايكوبي برگزار خواهد شد همچنانكه فردا روزنامهها در عراق غير از مرگ،جنگ، نشست ديپلماتيك و يا گروگانگيري ،خبر ديگري هم دارند(جشن و شادي در ميان خون و جنون)
جنون تروریست ها و پیام آوران ناکام دموکراسی امروز هیچ کاره اند.امروز دور تانكها گل بايد گرفت ،تفنگها را زمين بايد گذاشت، تروريستها را بايد چار ميخ كرد. امروز همه كلاه از سر برداريد، عراق ميخواهد شادي به خود ببيند
البته اين شادي زودگذر است از آن قسم كه در بسياري كشورها رفته است اما جشن، لابهلاي جنگ،رقص در ميان تير و تانك و هورا كشيدن با صداي بمب و باروت چيز ديگري است
از قرار تاريخ در اين مقوله تكرار نخواهد شد
