ستاره مال شما همين صندليها ما را بس!
سرانجام رئيس جمهور پس از لغو وعده قبلي و البته اعتراض دانشجويان پاي به دانشگاه گذاشت تا دومين باري باشد كه در يك مهر سخن از مهرورزي بهزبان ميآورد. چه آنكه پيش از اين و درحاشيه نشت اخير مجمع عمومي سازمان ملل در دانشگاه"كلمبيا" به پرسشهاي اساتيد و دانشجويان سرزمين كابوها پاسخ گفته بود.
تاخير حضور رئيس جمهور اما، عدهاي را بر اين داشت كه بپندارند نكند برنامه ريزان ريئس جمهور گمان ميبرند سخنان آقاي احمدي نژاد در دانشگاه "كلمبيا"براي مستفيذ شدن دانشجويان داخلي كفايت ميكند. و حال كه شمار مليوني از مردم و دانشجويان امريكا پس از استماع سخنان رئيس جمهور كشور ما تغيير غقيده داده و از موضع مخالف به موافق تبديل شدهاند. تكليف منتقدان داخلي كاملا روشن است.
در اين بين برخي دانشجويان نيز بيشتر از آنكه جاي خالي رئيس جمهور را در دانشگاه احساس كنند .صندليهاي خالي عدهاي از همكلاسيهاي سابق را به نظاره نشستند كه در مدت اخير يا دربندند و يا به نحوي از تحصيل محروم شدهاند. مگر نه آنكه دانشگاه پيش از آنكه جايي براي ابراز سخنان مهرورزانه و گزارش سفر باشد محلي براي كسب علم و دانش است و اصولا وقتي دانشجونتواند آزادانه ادامه تحصيل دهد؛ بيان سخنان هرچند مهم و ارزشمند هم معنايي نخواهد داشت.
بهرحال آقاي دكتر به دانشگاه آمد و در سالن "علامه اميني"كتابخانه دانشگاه تهران كه ظرفيت پذيرش تعداد زيادي هم ندارد سخن گفت و گفت؛سخنراني و اعلام مواضع منطقي در دانشگاه "كلمبيا" كه عليرغم مخالفت قدرت حاكم بر امريكا صورت گرفت؛ منجر به شكست دشمن در اجراي نقشههاي پليد شده است
سخنراني در دانشگاه تهران نيزبه روال سابق موافق و مخالفيني را به همراه داشت كه البته روح دانشگاه با انتقاد عجين است اما در حاشيه اين مراسم ميتوان گفت؛
با توجه به سالن كوچكي كه در نظر گرفته شده بود باالطبع انتظار حضور دانشجويان منتقد محلي از اعراب نداشت. شايد برگزاركنندگان مراسم هنوز در حال و هواي اثرات حضور ريئس جمهور دردانشگاه كلمبيا بودند و گمان ميبردند كه همه از سخنان آقاي دكتر قانع شده و عليالقاعده نبايد منتقدي وجود داشته باشد .تركيب حاضرين در سالن نيزبه اين شائبه شكل واقعيت ميداد.
گرچه در كنار افرادي كه بيرون سالن در حمايت ازسخنان رئيس جمهوردر حمايت از او شعار ميدادند؛ عدهاي نيز در قامت منتقد حاضر بودند كه البته فرصت بيان انتقادات و پرسشها به شكل رسمي به آنهاداده نشد. شايدهم برنامهريزان اين مراسم براي دانشجويان وطني به اندازه دانشجويان امريكايي براي پرسش سؤالات حقي قائل نبودند. چرا كه در آنجا دانشجويان و اساتيد آزادانه هرآنچه خواستند پرسيدند و البته رئيس جمهور هم به آنها گفت؛آزادي در ايران اگر بينظير نباشد كمنظير است.
يا اينكه خدايي ناكرده اطرافيان رئيس جمهور عليرغم تبليغات بسيار در خصوص نفوذ كلام رئيس جمهور و تاثير آني بر مستمعين در دانشگاه "كلمبيا" آن تاثيرگذاري را در داخل ندارد وگرنه اجازه ميدادند و از قبل هم دعوت ميكردند كه منتقدين براي پرسش سوالات و بيان انتقادات به صورت آزادانه طبق برنامه در دانشگاه حاضر شوند. و از نفوذ كلام رئيس جمهور بهره ببرند. البته و از همه مهمتر مهرتاييدي بر نظر رئيس جمهور در اعلام ايران به عنوان آزادترين كشور دنيا بزنند.
از سويي برخي معتقدند،محدود شدن فضاي فعاليت سياسي در دانشگاه،تسويه و اعلام بازنشستگي برخي از اساتيد برجسته،احضارهاي متعدد به كميته انضباطي و محروم شدن برخي از دانشجويان از ادامه تحصيل با حوادث پيش آمده در جريان حضور رئيس جمهور در دانشگاه اميركبير مرتبط است و دانشگاه و دانشجويان دارند بهاي انتقاد و البته اعتراض خارج از قاعده برخي از دانشجويان را ميپردازند.
هم اينك فرصت مناسبي است تا آقايان ثابت كنند برخوردها با دانشگاه ،البته اگر معتقدند براي دانشگاه اتفاقي افتاده است،ارتباطي با حضور دكتر احمدي نژاد در دانشگاه اميركبير ندارد. و درس عبرتي هم به خبرنگاران خارجي و مخالفين ايران دهند تا در مسافرتهاي آتي رئيس جمهور به صورت مكرر در خصوص آزادي در ايران سوال نكنند
براي اثبات اين مهم لازم است مسئولين وزارت علوم؛ اساتيد برجسته و محبوبي كه به عنوان كمكاري يا بازنشستگي دور از دانشگاه به سر ميبرند به خانه اصلي خود برگرداند كما اينكه انتقال تجربه با بازنشستگي غرابت ندارد و محبوبيت هم با كمكاري.
فضاي دانشگاه براي بيان انتقادات و فعاليت سياسي مهيا گردد،مقدمات آزادي دانشجويان دربند فراهم شده و ايضا اگر قرار است به كسي ستاره بدهند ،افتخار دريافت آن را نصيب دوستان و موافقين كنند كه به رسم معمول ستاره را به عنوان پاداش عطا ميكنند.همين صندليهاي چوبي دانشجويان را كفايت ميكند اگر به جرم انتقاد و با عنوان ستاره دار از ادامه تحصيل محروم نگردند.
معیار مخدوش دیپلماسی
آقاي دكتر احمدي نژاد در خلال ارايه گزارش دستاوردهاي سفر به سازمان ملل و متعاقب آن سفر به كشور بوليوي به نكته جالبي اشاره فرمودند كه توضيحي در خصوص آن خالي از لطف نيست.
ابتدا توضيح دهم كه بيان اين خاطرات از سوي ايشان،تاكيدي چندباره بر جهانشمول بودن گفتمان جمهوري اسلامي، خصوصا پس از سخنراني در دانشگاه كلمبيا و مقرر سازمان ملل بود. نكته جالب اما در نوع حالت رييس جمهور در هنگام بيان اين خاطرات است كه همراه با حس نوعدوستي ، ميل دروني و اقناع عمومي براي تحقق رابطه همهجانبه با كشور بوليوي به زبان رانده شد.
عالم سياست خصوصا روابط خارجي و حوزه ديپلماسي بينالملل بسيار پيچيده و خارج از قدرت تحليل نگارنده است. ولي قدر مسلم به اين نكته واقفم كه ايجاد رابطه بين دو كشور و يا تعميق و گسترش آن در دنياي كنوني بيشتر از آن كه بر پايههاي ايدئولوژي استوار باشد به دنبال تعريف منافع مشترك استحكام مييابد
تا اينجا كه انتفادي متوجه رييس جمهور انسان دوست و" ستاره درخشان نشت اخير مجمع عمومي سازمان ملل" َنيست اما تعجب خواهيد كرد اگر بدانيم آقاي دكتر اين سخنان را وقتي بر زبان راند كه داشت توجيه رابطه با كشور بوليوي را تبيين ميكرد.
در اين كه رابطه ايران با اين كشور كه رييس جمهور مردمي و انقلابي دارد شك نكنيد و اندكي به خود ترديد راه ندهيد كه بوليوي نيز بعد از ونزوئلا به مثابه يكي از استانهاي كشور به مقصدي براي سفرهاي مكرر رييس جمهور تبديل خواهد شد. اما سوالي را در ذهن متباتر ميسازد كه چرا رييس جمهور كشور براي فروكش كردن غليان حس نوعدوستس خود بايد زحمت سفري طولاني تا بوليوي را به جان بخرد؟ در همه شهرها و روستاهاي كشور خودمان "آنتانيا" و دخترك و پسركان بيشماري هست كه براي پر كردن شكم خود كفش ديگران را واكس ميزنند ،حتي بعضا ليس ميزنند. بدتر از آن دختر و پسرهاي كه از فرط درماندگي كنار خيابان دسفروشي ميكنند.و متاسفانه و باز هم متاسفانه بعضا خودفروشي ميكنند. كساني كه در ادامه زندگي به دليل فقر مالي مستاصل هستند و هرگز برايشان مهم نيست كه رييس جمهور ذر اقدامي شجاعانه رهبران ديگر كشورها را به عدالتگرايي دعوت ميكند. و آنها را متوجه ظهور حضرت مهدي نموده ،به آنها متذكر ميشود كه زمين ميراث صالحان است و براي آنها حتي مهم نيست كه رييس دانشگاه كلمبيا به رييسجمهور كشورشان توهين كرده،اصولا برخي از تلفظ صحيح "كلمبيا" عاجزند آنها در دنيا به ناچار به يك چيز بيشتر از همه اهميت ميدهند آنهم راهي براي زنده ماندن است.
تاکید دوباره خالی از لطف نخواهد بود كه كندن ريشه دهشناك فقر در هركجاي عالم كه باشد پسنديده و قابل تقدير است و بي انصافي است اگر كسي را براي انجام آن به نقد بكشند اما بيشك خود آقاي احمدينژاد با نگارنده موافق است كه چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است. حتي اگر در حد توجيه ايجاد رابطه و تغيير فرم صورت باشد
