تبليغاتX
یک شاخه زیتون
دل تنگی های یک روزنامه نگار

 

 

«مصائب مرد هزار شغله»

 

«مصائب مرد هزار شغله »از قرار پایان می یابد چه آنکه وقتی انتقادات و توصیه ها برای پرهیز الهام از تصدی چند شغل دولتی گارگر نشد و نمایندگان از مصاحبه با رسانه ها ،نطق پیش از دستور و تذکرات شفاهی كه با توجيح و گاها بي اعتنايي الهام روبه رو مي گشت، راه به جایی نبردند سرانجام قانونی تصویب کردند كه اعضای حقوقدان شورای نگهبان را از تصدی مشاغل دولتی به صورت همزمان منع می کند. قانونی که عالم و آدم می دانند مستقیم به غلامحسین الهام سخنگوی دولت ،وزير دادگستري،رييس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز و عضو حقوقدان شوراي نگهبان برمي گردد.

اقدام مجلس اما، واكنش الهام را در پي داشت تا در نامه اي به رييس جمهور، كه با انتقاد از رسانه ها، صدا و سيما و نمايندگان مجلس همراه بود، آمادگي خود را براي استعفا از مشاغل دولتي اعلام دارد.

از قرار داستان الهام رو به پايان است . از آنكه بعد از رييس جمهور، كه عموما سوژه روز رسانه هاست ،الهام مرد حاشيه ساز دوم در دولت نهم بود چه آنگاه كه همسرش فاطمه رجبي با نگارش يادداشت هاي انتقادي و بعضا توهين آميز، مقامات و مسئولين رده بالاي كشور را آماج انتقادات و اتهامات قرار مي داد و كتابي نيز در ثناي رييس دولت نهم با عنوان "معجزه هزاره سوم" نوشت، با انتقاد مواجه گشت و چه زماني كه در مقام سخنگوي دولت، عوض تشريح عملكرد دولت و دفاع از برنامه هاي دولت مهرورز،  موضع گيري هاي تهاجمي عليه دولت هاي قبل و فرافكني را ترجيح بند پاسخ هاي خود به رسانه ها قرار داده بود در تيررس رسانه ها قرار داشت.كش و قوس هاي كه منجر شد اينگونه آزرده خاطر از مصوبه مجلس در نامه به رييس جمهور به همه منتقدان تاخته و در بخشي از نامه خود آورده است:"شايد با كناره گيري اينجانب از مسئوليت هاي دولتي ،مجلس محترم از صرف وقت فراوان در به هم زدن معيارهاي تثبيت شده منصرف شود" و در بخش ديگري از نامه به صدا و سيما كه تقريبا اكثر مصاحبه هاي سخنگو را پوشش خبري گسترده مي داد، خرده گرفته و نوشته است:"تبليغات صدا و سيما،شبهات فراواني در اذهان ايجاد كرد به نحوي كه مجلس مبادرت به وضع قانون نمود."

كناره گيري الهام از مشاغل دولتي اگر با واقعيت همراه شود براي مدتي از«مصائب مرد هزار شغله »خواهد كاست و كمتر خبرنگاران در مصاحبه هاي سخنگوي دولت، به جاي پرسشگري درباره عملكرد دولت، به سوال درباره چرايي مشاغل متعدد شخص سخنگو  بپردازند.البته اگر خانم رجبي همسر مكرمه ايشان به فكر نگارش ياداشتي ديگر در جهت تخريب بزرگان كشور نيفتد و او را به چالشي ديگر با رسانه نكشاند، گرچه الهام عموما از پاسخگويي در برابر عملكرد همسرش شانه خالي كرده و گفته است ،ايران اسلامي كشور آزاد و داراي مردم سالاري است و هركس بخواهد مي تواند انتقادات خود را مطرح نمايد. بايد منتظر ماند و ديد دولت بدون سخنگويي كه بعضا به جاي پاسخگويي و دفاع از برنامه ها،به مخالفان حمله كرده و عملكرد دولت هاي پيشين را زير سوال مي برد و بيشتر فرافكني مي كند تا شفاف سازيُ، به كجا خواهد رسيد.

 

پي نوشت۱:

بخشيدن عطاي دولت به لقاي شوراي نگهبان از سوي آقاي الهام در خور توجه است چرا كه به نظر مي‌رسد مرد آرام آما پر حاشيه دولت نهم احتمالا ترجيح داده در جايگاه حساس شوراي نگبان باقي بماند تا خدايي ناكرده عنصري معلوم الحال خيال رقابت با مرد عدالت پيشه را براي انتخابات آتي در سر نپروراند.

پي نوشت۲:

كناره گيري الهام تاسفي را نيز به دنبال دارد از آنكه احتمالا خانم رجبي درصدد بوده تا جلد دوم "معجزه هزاره سوم " را نيز منتشر كند! چه آنكه كمتر مسئولي در دنيا مي توان يافت كه به صورت همزمان چند پست حساس دولتي را اداره كند و اين نيز از معجزات هزاره سوم است.

پي نوشت ۳:

با كناره گيري الهام از پست هاي  كه در اختيار داشت بايد منتظر كاهش نرخ بيكاري بود به هر حال در كنار دلايلي كه مجلس در وضع قانون براي آقاي الهام داشته است بايد جنبه كار آفريني و ايجاد فرصت هاي شغلي را نيز مورد توجه دانست

پي نوشت ۴:

گمانه اي ديگر نيز در اين ميان قابل تصور است - ممکن است آمادگي براي استعفا از سوي الهام نه از روي تمكين به مصوبه مجلس ، كه بيشتر از جنبه تعقييرات گسترده در دولت براي نوآوري و شكوفايي باشد.

نوشته شده توسط محرم براتی در ساعت 2:23 قبل از ظهر | لینک  | 

 

 

کاش من هم بتوانم

سال ۸۶ که به نفس نفس افتاده بود اتفاقات این سال را در ذهن بازخوانی می کردم، فصل خزانش برای من تولد دوباره بود. به زمستان که رسید اما، سیاه شد. چه آنکه پیاپی برای وداع با دوستانی چند، راهی گورستان شدیم. برای مهران نغمه سرودیم و به فاصله کوتاهی غم نامه احمد را خواندیم.

از خود پرسیدم به راستی چه کردیم برای آنها که بسیار دوست داشتنی بودند، زنده که بودند قدرشان ندانستیم ،جفایی که رسم زمانه است. در فراقشان هم همان چند روز التهاب بود و قطراتی اشک که ریختیم. البته گناه ما نیست عرف روزگار بر این قرار است. مصداق شعر جواد مجابی که سروده "فراموش می کنم که مرده ای و این برای دل رنجور بهتر است"

در گیر و دار جفای روزگار بودم که به خاطرم رسید مسیح مسابقه ای بر پا کرده بود، برای زنده ماندن یاد مهران قاسمی، با عنوان "یاد قلم" و از قضا به سفارش رضا مهدوی هزاوه ،مطلبی برای شرکت در این مسابقه نوشته ام. کمی خاطرم آسوده تر شد و با خود عهد کردم در اولین فرصت به پاس ابتکار مسیح علی نژاد، که منجر به ماندگاری نام دوست روزنامه نگارمان شده و خواهد شد یادداشتی در وبلاگم بنویسم که فرصت نشد تا اینکه محبوبه آب برین جند روز پیش صبح خیلی زود تماس گرفت و گفت که اسامی برندگان مسابقه "یاد قلم" اعلام شده و علاوه بر خودش و مزدک علی نظری، نام من هم جزء برگزیده های مسابقه است. 

اعتراف می کنم من که کمتر خبری برایم هیجان آور است از شنیدن این خبر هیجان زده شدم چرا هرگز فکر نمی کردم روزی این فرصت پیش آید که مسعود بهنود، نوشته ام را بخواند، چه برسد به اینکه توسط او و دیگر داوران که در زمره معروف ترین چهره های روزنامه نگاری ایران هستند به عنوان برگزیده انتخاب شود. علاوه بر آن احساس کردم سهمی هر چند کوچک در پاسداشت یاد و نام مهران قاسمی داشته ام.

در این میان اما نقش مسیح بسیار برجسته تر از دیگران است. کار او صرفا در توان یک دوست واقعی است. چرا که علاوه بر طرح ایده مسابقه و رایزنی با افراد سرشناس و مورد وثوق برای داوری، به همراه هیات تحریریه، برگزاری وقت گیر آن را نیز بر عهده گرفت. همچنین در کمال صداقت و شفافیت و برای پیشگیری از گمانه زنی های چالش برانگیز، یک ماه حقوقش از روزنامه را به عنوان جایزه تعیین کرد. چرا که از قرار دلش نمی خواست حرف و حدیثی پیرامون این یاد واره پدید آید. گرچه این اقدامش از طرف برخی دوستان، با انتقاد مواجه شد. اما باید اندیشید وقتی بسیاری از ما حتی از یک تماس تلفنی به دوستان دریغ می کنیم. اقدام  مسیح در پیشکش کردن مزد یک ماه تلاشش در روزنامه برای پاسداشت یاد دوست و همکار روزنامه نگارش، در خور تحسین  است.

 از سوی دیگر، مسابقه  "یاد قلم" و برگزاری آن در صورت استمرار می تواند زمینه گرامیداشت اهالی قلم و مطبوعات را فراهم آورده و فرصتی برای پاسداشت یاد و نام آنها باشد. بنابراین تنها ابزاری که برای تقدیر از مبتکر و برگزار کننده این مسابقه در اختیار دارم ،قول همکاری در برگزاری دوره های آتی این یادواره است. 

 ضمن تشکر ویژه از رضا مهدوی، دوست و استاد ارجمند، انتخاب در اولین دوره مسابقه "یاد قلم" که با تمام وجود به آن افتخار می کنم را به همسرم فرنوش حبیب نژاد تقدیم می کنم کسی که هیچ روز او، شبیه روز قبل نیست و این مهم را به من نیز آموخت.

نوشته شده توسط محرم براتی در ساعت 3:21 قبل از ظهر | لینک  | 

 

سالي كه گذشت ،سال خبر بود براي من،از آنكه در آبان ماهش، دوباره زاده شدم از احساس، از عشق!!بيراه نگفته ام اگر بنويسم،ازدواج تولد دوباره است. نه از سر بي خبري و بي اطلاع كه در كمال اختيار و با لذت تام.

سرانجام با به بار نشتن عشق ،راز فصلها را فهمييدم دوست داشتن را لمس كردم تا اگر كسي روزگاري خواست بداند بهترين لحظه زندگي براي من كدام است ؟ بي درنگ بگويم آنگاه كه بي بديل ترين دوست زندگي ام در ۱۹ امين روز از آبان ماه ۸۶ در جواب تقاضايم براي ازدواج  گفت "بله" و من دانستم با عشق مي توان به آينده اميدوار بود. حال به شكرانه اين افتخار تنها مي خواهم به خوشبختي برسم. كمترين كاري كه مي شود براي تمام هستي ام  كرد.

 اينك به عنوان هديه اي براي تولد فرنوش عزيز(۱۲فروردين) مي نويسم"من هستم چون قرار است با تو زندگي  كنم" كسي براي زندگي من بهانه اي بهتر از اين مي شناسد؟

نوشته شده توسط محرم براتی در ساعت 1:49 قبل از ظهر | لینک  |