معیار مخدوش دیپلماسی
آقاي دكتر احمدي نژاد در خلال ارايه گزارش دستاوردهاي سفر به سازمان ملل و متعاقب آن سفر به كشور بوليوي به نكته جالبي اشاره فرمودند كه توضيحي در خصوص آن خالي از لطف نيست.
ابتدا توضيح دهم كه بيان اين خاطرات از سوي ايشان،تاكيدي چندباره بر جهانشمول بودن گفتمان جمهوري اسلامي، خصوصا پس از سخنراني در دانشگاه كلمبيا و مقرر سازمان ملل بود. نكته جالب اما در نوع حالت رييس جمهور در هنگام بيان اين خاطرات است كه همراه با حس نوعدوستي ، ميل دروني و اقناع عمومي براي تحقق رابطه همهجانبه با كشور بوليوي به زبان رانده شد.
عالم سياست خصوصا روابط خارجي و حوزه ديپلماسي بينالملل بسيار پيچيده و خارج از قدرت تحليل نگارنده است. ولي قدر مسلم به اين نكته واقفم كه ايجاد رابطه بين دو كشور و يا تعميق و گسترش آن در دنياي كنوني بيشتر از آن كه بر پايههاي ايدئولوژي استوار باشد به دنبال تعريف منافع مشترك استحكام مييابد
تا اينجا كه انتفادي متوجه رييس جمهور انسان دوست و" ستاره درخشان نشت اخير مجمع عمومي سازمان ملل" َنيست اما تعجب خواهيد كرد اگر بدانيم آقاي دكتر اين سخنان را وقتي بر زبان راند كه داشت توجيه رابطه با كشور بوليوي را تبيين ميكرد.
در اين كه رابطه ايران با اين كشور كه رييس جمهور مردمي و انقلابي دارد شك نكنيد و اندكي به خود ترديد راه ندهيد كه بوليوي نيز بعد از ونزوئلا به مثابه يكي از استانهاي كشور به مقصدي براي سفرهاي مكرر رييس جمهور تبديل خواهد شد. اما سوالي را در ذهن متباتر ميسازد كه چرا رييس جمهور كشور براي فروكش كردن غليان حس نوعدوستس خود بايد زحمت سفري طولاني تا بوليوي را به جان بخرد؟ در همه شهرها و روستاهاي كشور خودمان "آنتانيا" و دخترك و پسركان بيشماري هست كه براي پر كردن شكم خود كفش ديگران را واكس ميزنند ،حتي بعضا ليس ميزنند. بدتر از آن دختر و پسرهاي كه از فرط درماندگي كنار خيابان دسفروشي ميكنند.و متاسفانه و باز هم متاسفانه بعضا خودفروشي ميكنند. كساني كه در ادامه زندگي به دليل فقر مالي مستاصل هستند و هرگز برايشان مهم نيست كه رييس جمهور ذر اقدامي شجاعانه رهبران ديگر كشورها را به عدالتگرايي دعوت ميكند. و آنها را متوجه ظهور حضرت مهدي نموده ،به آنها متذكر ميشود كه زمين ميراث صالحان است و براي آنها حتي مهم نيست كه رييس دانشگاه كلمبيا به رييسجمهور كشورشان توهين كرده،اصولا برخي از تلفظ صحيح "كلمبيا" عاجزند آنها در دنيا به ناچار به يك چيز بيشتر از همه اهميت ميدهند آنهم راهي براي زنده ماندن است.
تاکید دوباره خالی از لطف نخواهد بود كه كندن ريشه دهشناك فقر در هركجاي عالم كه باشد پسنديده و قابل تقدير است و بي انصافي است اگر كسي را براي انجام آن به نقد بكشند اما بيشك خود آقاي احمدينژاد با نگارنده موافق است كه چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است. حتي اگر در حد توجيه ايجاد رابطه و تغيير فرم صورت باشد
