انفعال فعال
همين كه خاتمي، سمبل مدارا و تساهل و تسامح؛ روند بررسي صلاحيتها را فاجعهبار ميخواند و با انتقاد شديد از غير رقابتي كردن انتخابات،چنين ميگويد:"اينكه صلاحيت عدهاي از انسانهاي صالح و مسلمان رد شود مشكل است، اما مشكل و تاسف بزرگتر، روند و جرياني است كه معتقدم انقلاب، نظام، وجاهت و مصلحت جامعه را در معرض تهديد قرار ميدهد. اميدوارم جلوي اين روند گرفته شود تا بيش از اين مشكل براي ابراز راي مردم ايجاد نشود اما اگر اين روند جا بيفتد بسيار خطرناك است و من متاثرم. ما بايد از ارزشهاي اصيل انقلابمان كه مهمترين آن انتخابات و حضور مردم در عرصه بدون تنگنظري و برخورد سليقهاي است پاسداري كنيم ما هميشه خواستار انتخاباتي پرشور و مشاركت و حضور مردم در صحنه هستيم، اما نباشد كه راي مردم از پيش تعيين شده باشد."،ضرورت ارائه تحليل و استناد به آمار و ارقام براي اثبات مظلوميت و استيصال جريان اصلاحطلبي در دو راهي ترديد ماندن يا كنار كشيدن، بيمعنا ميشود.
ترديدي نيست كه ارادهاي اقتدارگرا جامعه را از شكل گيري مجلسي كارآمد و برآيند خرد جمعي ،توسط جريان اصلاحطلب محروم نموده و دست به حذف نيروهاي شاخص اصلاحطلب و حتي مستقل و ميانهرو زده است و اينگونه "شاهبيت" جلسات ائتلاف اصلاحطلبان، عوض تدوين برنامه راهبردي، تهيه و تنظيم روشهاي تبليغاتي براي اقناع افكارعمومي، به "چه بايد كرد؟" ميانديشند. كه پاسخ به آن "هزار توي سياست" را آبستن است و البته همنشين و همسايه ديوار به ديوار مصلحت! چه آنكه در ايران بي مصلحت تصميمي در حوزه سياست نتوان گرفت.
از پارهاي گروههاي اصلاحطلب كه از همان ابتدا سر بر بالين شركت در انتخابات گذاشتهاند و در هر صورتي قرار است در انتخابات شركت كنند كه بگذريم، اكثريت اصلاحطلبان را ترديدي عميق در چگونگي و چرائي برخورد با انتخابات كه تنها نامي از آن باقي مانده و بار معنايي خود را از دست داده فراگرفته و يك پا در آينده سياسي و سرنوشت جريان اصلاحطلبي و پاي ديگر در اقناعافكار عمومي و آرمانهاي جريان دموكراسيخواه دارند و اين تصميمگيري را فرايندي دشوار ساخته است.
از ميان گزينههاي محتمل يكي تحريم است كه از قضا به دليل شدت تنگنظري،از طرفداران بيشتري خصوصا در لايههاي مياني و هواداران و سمپاتهاي اصلاحطلبان برخوردار است.
مسير ناهموار دموكراسي در اينروزها سيمخاردار را نيز ميزبان است و علاوه بر حركت زيگزاگي و چپ و راست رفتن ، افتادگي را هم براي عبور از آن طلب ميكند! رفتاري كه موافقان تحريم از آن به دريوزگي سياسي ياد ميكنند و معتدلين آن را رايزني مينامند.
اعتراض تام به ذبح دموكراسي در كالبد تحريم دميده است اما سياست تحريم را از آنرو "گل به خودي ميدانم" كه تنها به مثابه آبي بر آتش افروخته از بابت حذف اصلاحطلبان است و در بلند مدت جز بياعتماد كردن مردم به صندوقهاي راي و انتخابات به عنوان گرانيگاه اصلاحطلبان ، ثمري نخواهد داشت.
تحريم از سوي ديگر اما ويروس ائتلاف است و بنا براينكه در نهايت منجر به شكاف در ميان عمده نيروهاي اصلاحطلب خواهد شد و آنجا كه قرار است هزينههاي تحريم احتمالي پرداخت شود تنها احزاب اصلاحطلب پيشرو و دانشجويان باقي ميمانند هزينههاي برخورد قهري با آنها را از طرف حاكميت پايين خواهد آورد.
تحريم اما از نگاه ديگر نيز هزينه بر است چون كعبه آمال اصلاحطلبي انتخابات است و لاجرم ناگريز از دعوت مردم به پاي صندوقها خواهيم شد. كه آنگاه لبيك به دعوت از سوي مردم اگر محال نباشد بيشك كاري بس دشوار خواهد بود.
پس چه بايد كرد؟ آيا بايد چشم و گوشها را بست و رداي قدرت را به هواي آزاد ترجيح داد و هيزم تنور انتخابات شد؟ آيا قافيه را به اردهاي كه مصمم به حذف نيروهاي اصلاحطلب است ببازيم؟ و مردم را براي تحقق آزادي و دمكراسي تنها بگذاريم؟
شك نكنيد كه بيانصافي است اگر كسي يا گروهي بگويد در انتخابات بدون قيد و شرط به عنوان فريضه شرعي شركت ميكند و دم از اصلاح طلبي بزند.
عقل حكم ميكند با زمانسنجي و تجزيه و تحليل شرايط از تهديد و تحديد انتخاب فرصت بسازيم! تعجب نكنيد خوابنما نشدهام! ميتوان ائتلافي بر ضد تماميتخواهي تشكيل داد البته با توسل به همراهي افكار عمومي تا به عنوان جنبشي مردمي خود را آماده شركت در انتخابات آتي كند. چه انگار هراس اقتدارگرايان از راي مردم است كه چنين بيمنطق دست به حذف اصلاحطلبان زدهاند .
من "انفعال فعال" را پيشنهاد ميكنم. انفعال از جنبه عدم شركت در حوزههايي كه رقابت تنها ميان ضريب اصولگرايي و تماميتخواهي است. و شركت در معدود حوزههاي كه حداقل نيرويي مستقل باقي ماندهاست. اما فعال از جنبه آگاه سازي افكار عمومي و نمادسازي براي تشكيل جنبش ضد تماميتخواهي! چراكه تنها با اتحاد و تقويت پايگاه مردمي ميتوان به آينده اصلاحات اميدوار بود و كورسوي رسيدن به دموكراسي را خاموش نديد.
ضمن دعوت از مسعود باستاني، امید و پرنیان، فريبا آباقري،مهسا امرآبادی و محبوبه آببرين براي شركت در ابراز ديدگاه واتخاذ تصميم با توسل به خرد جمعي وبلاگنويساني كه اعتقاد به مردمسالاري و آينده اين سرزمين دارند برادر ارجمند محمد رضا يزدانپناه و ديگر دوستان فضاي مجازي را به تفكر پيرامون پيشنهاد راهكار "انفعال فعال" فرا ميخوانم.
